X
تبلیغات
parsapirouzfar.blogfa.com




















parsapirouzfar.blogfa.com

پارسا پیروزفر

پارسا پیروزفر متولد ۲۲ شهریور ۱۳۵۱ در تهران است . در طی سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ هنگامی که در مدرسه به تحصیل مشغول بود، همزمان به طراحی کامیک استریپ و طرح های گرافیکی پرداخت که هرگز آن ها را انتشار نداد . سال ۱۳۶۹ در رشته ریاضی فیزیک از دبیرستان فارغ التحصیل و در سال ۱۳۷۰ در دانشگاه هنرهای زیبای تهران در رشته نقاشی به تحصیل مشغول شد . وی همان زمان در دانشگاه های مختلف به روی صحنه رفت و سال ۱۳۷۲ در اولین نقش سینمایی اش، در نقش کوتاهی در فیلم پری ساخته داریوش مهرجویی حضور پیدا کرد . در سال ۱۳۷۴ دوره بازیگری را در موسسه هنرهای نمایشی استاد سمندریان پشت سر گذاشته و در سال ۱۳۸۰ نمایش هنر اثر یاسمینا رضا را به روی صحنه برد . در طی سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴ در موسسه فرهنگی هنری کارنامه و دانشگاه علامه طباطبائی و همچنین در سال ۱۳۸۶ در موسسه فیلم سازی هیلاج به تدریس بازیگری پرداخت .او سرانجام در سال ۱۳۸۲ پس از ده سال، مزد زحماتش را برای بازی بسیار زیبایش در فیلم « مهمان مامان » از هشتمین جشن خانه سینما دریافت کرد. وی از زمان فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تا کنون در زمینه های مختلفی از جمله گرافیک و تصویرسازی، مجسمه سازی، ساختن بنرهای تبلیغاتی، دوبله و همچنین شرکت در نمایشنامه‌های رادیویی تجربه کسب کرده است.وی همچنین در تعدادی نمایش ویژه کودکان به صورت نوار کاست نیز همکاری داشته است. پارسا پیروزفر از جمله معدود ستارگانی است که تا به حال با هیچ روزنامه، مجله و یا رسانه ای مصاحبه نکرده است.



نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 17:16 توسط S|

رضا کیانیان، زنگ آیین افتتاح نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» به کارگردانی پارسا پیروزفر را نواخت. 
 
به گزارش ایسنا، آیین افتتاح نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» شب گذشته - 20 شهریور ماه - با حضور هنرمندانی چون رضا کیانیان، سروش صحت، اسماعیل خلج، حسین محب‌اهری، محمد ساربان، مجید سرسنگی و ... در تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. 
 
مسعود فروتن، نویسنده و کارگردان که اجرای این مراسم را بر عهده داشت، در صحبت‌هایی گفت: رسم قشنگی هست که اولین اجرای هر هنرمندی با به زنگ درآوردن آیین افتتاح آن آغاز می‌شود که امشب هم قرار است زنگ آغازین نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» به صدا دربیاید. 

سپس رضا کیانیان در صحبت‌هایی گفت: نمی‌دانستم من هم جزو پیشکسوتان هستم. این پارسا خان را چون همه دوست دارند و من هم دوستش دارم. قرار شد من زنگ نمایشش را بزنم که باعث شد با این کار من هم جزو پیشکسوتان تئاتر بشوم. امیدوارم که تئاترش با موفقیت اجرا شود. 
 
در ادامه پارسا پیروزفر در سخنانی کوتاه ضمن خیرمقدم به حاضران گفت: من در اینجا می‌خواهم از گروهی که مرا در این نمایش همراهی کردند، تشکر کنم. 
 
او درباره متن نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» ادامه داد: متن این نمایش متنی معاصر است که 14 سال پیش نوشته شده است و تاکنون غیر از یک اجرای دانشجویی اولین باری است که قرار است اجرا شود. 
 
مجید سرسنگی - مدیر تماشاخانه ایرانشهر - ضمن خوش‌آمدگویی به حاضران عنوان کرد: آقای پیروزفر با اینکه بیشتر سبقه بازیگری دارند، اما وقتی که نمایش قبلی ایشان را دیدم متوجه شدم تئاتر و درام را به خوبی می‌شناسد و قدرت خوبی هم در هدایت بازیگر دارد. 
 
او افزود: کارهای ایشان هم از نظر جریان روشنفکری و هم از نظر تماشاگران عام ارزشمند است. من خوشحالم که تماشاخانه ایرانشهر توانست یکی از کارهای آقای پیروزفر را روی صحنه ببرد. 
 
مدیر تماشاخانه ایرانشهر در پایان صحبت‌هایش گفت: همچنین از دوست خوب و ارجمندم جناب آقای کیانیان که زنگ آیین افتتاح این نمایش به دستشان نواخته می‌شود سپاسگذاری می کنم. مطمئنا این اتفاق برای همه ما به یادماندنی خواهد بود. 
 
در ادامه رضا کیانیان قبل از نواختن زنگ آغازین نمایش گفت: حالا که آن هشت سال تمام شده و دوره جدیدی شروع شده است؛ باید از آقای سرسنگی تشکر کنیم چون ایشان به عنوان مسؤول تماشاخانه ایرانشهر جلوی خیلی هجوم‌هایی که قرار بود به اینجا انجام شود، ایستادند. باید برایشان دست بزنیم. 
 
در بخش پایانی این مراسم با حضور پارسا پیروزفر، رضا کیانیان زنگ آغازیین نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» را سه بار نواخت. 
 
نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش»، نوشته مری جونز با بازی پارسا پیروزفر و رضا بهبودی هر شب ساعت 19 و 30 دقیقه در سالن استاد ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود. 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 15:36 توسط S|

آئین افتتاح نمایش "سنگ ها در جیب هایش" باترجمه و کارگردانی پارسا پیروزفر چهارشنبه -۲۰شهریور ماه- در سالن استاد ناظرزاده کرمانی برگزار می شود.

مایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» نوشته‌ مری جونز، بازیگر و نمایش‌نامه‌نویس ایرلندی است که با بازی پارسا فیروزفر و رضا بهبودی در سالن استاد ناظرزاده کرمانی روی صحنه می‌رود. قرار است زنگ آئین افتتاح این نمایش چهارشنبه 20 شهریور توسط یکی از هنرمندان به صدا در بیاید.

این متن که در سال 1999 به نگارش در آمده در سال 2001 به عنوان بهترین متن کمدی، جایزه «اولی ویه» را کسب کرده و با ترجمه به زبان‌های مختلف، بارها توسط گروه‌های نمایشی مختلف در برادوی اجرا شده است.

پیروزفر در سومین تجربه کارگردانی‌اش این نمایش را به گونه‌ای به اجرا در می‌آورد که تماشاگر نمایش علاوه برابعاد کمیک اثر با جنبه تراژیک نیز آشنا شوند. توجه به شخصیت افراد در کنار موقعیت آن‌ها و پرداختن به جنبه تراژدی در کنار کمدی در این اثر هم باعث تعمق درباره ناتوانی، آرزوها و خواسته‌های ممکن و یا غیرممکن آدمی می‌شود و هم شرایطی را بوجود می‌آورد که مخاطب وضعیت کاراکترهای نمایشی را همچون موقعیت خود بداند.

نمایش «سنگ ها در جیب هایش» داستان دو هنرور است که با بازی در نقش‌های متفاوتی از یک فیلم هالیوودی، در مقام کارگردان، سیاهی لشگر، دستیار کارگردان و... تضاد آشکار میان زندگی واقعی با فضاسازی فیلم را نشان می‌دهند.

پیروزفر که پیش از این در نمایش «گلن‌گری راس» و نمایش‌نامه‌خوانی «خدای کشتار» با رضا بهبودی همکاری داشته است در نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» نیز در کنار بهبودی به ایفای نقش می‌پردازد. همچنین آتوسا قلم‌فرسایی طراحی صحنه و لباس، بهاره مصدقیان منشی صحنه، حسن طاهری عکاس، آرش فصیح دستیار کارگردان، محمود امیدعلی، مدیر صحنه  و آوا فیاض مدیر تبلیغات و روابط عمومی این اثر نمایشی هستند.

نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 12:28 توسط S|

گروه هفت هنر/ نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» با کارگردانی و بازی پارسا پیروزفر از شهریورماه سال جاری در سالن شماره یک تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

به گزارش سینما پرس، نمایش « سنگ ها در جیب هایش» به کارگردانی پارسا پیروز فر از شهریور ماه سال جاری در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه می رود، این نمایش پس از «هنر» و «گلن‌گری گلن راس» سومین تجربه‌ کارگردانی پیروزفر است .

 

این نمایش شامل 15 شخصیت است که پارسا پیروزفر و رضا بهبودی نقش هر 15 شخصیت نمایشنامه را بازی می‌کنند. داستان این نمایشنامه نیز در دهکده‌ ای در ایرلند می‌گذرد که  یک فیلم هالیوودی در آن فیلم‌ برداری می‌شود و ...

 

نمایشنامه‌ «سنگ‌ها در جیب هایش» تا کنون در شهرهای مختلف اروپا و آمریکای شمالی به صحنه رفته است و جایزه‌ اولیویه‌ بهترین کمدی سال 2001 را نصیب مری جونز، بازیگر و نمایشنامه نویس معاصر ایرلندی کرده است. این نمایشنامه را پارسا پیروز فرترجمه کرده است.

 

گفتنی است که  پیروزفر سال گذشته نمایشنامه‌ «خدای کشتار» نوشته‌ یاسمینا رضا را در خانه‌ هنرمندان روخوانی کرد که با استقبال تماشاگران رو به رو شد.

 

نوشته شده در شنبه یکم تیر 1392ساعت 13:3 توسط S|


حسام نواب صفوی طرفدار صدای علیرضا عصار است ، موبایلش همیشه روی منشی است و حتی یکبار هم شماره موبایلش را عوض نکرده ، حسام ازدواج را قسمت می داند ، تشابه چهره او به یکی از هنرپیشه های خارجی خیلی مشهود است و عده ای معتقدند او به خاطر همین تشابه وارد سینما شده !

قسمت زیادی از دستمزد رضا عطاران برای نگارش زیر آسمان شهر را دزدان موتورسوار به سرقت بردند . او کاشف نیکی نصیریان و احمدپور مخبر است و خودش می گوید تماشای مردم در خیابان ها را به دیدن تلویزیون ترجیح می دهد .

مجید حاجی زاده خدمت سربازی اش را خریده ، رفتار مناسبی با مزاحمان تلفنی دارد و بازگیر مورد علاقه اش آل پاچینو است . از چشم رنگی های سینما ست که با سریال فقط به خاطر تو چهره شد و می گویند هوادار پرسپولیس است .

نمره جمشید هاشم پور فقط در ورزش بیست بوده ، آقای آرتیست طرفدار صدای استاد شجریان و عاشق عبارت الله اکبر است ، موبایل ندارد و از تلفن همراه خوشش نمی آید ، جمشید خان فامیلش را از آریا به هاشم پور تغییر داده است .

محمدرضا گلزار از سه سالگی خودش بند کفش هایش را می بسته ، در پشت صحنه فیلم ها با هر کس مچ انداخته برنده شده ، او کاپیتان تیم والیبال هنرمندان است و امضاء فوق العاده شیکی دارد . چند شاگرد خصوصی برای گیتار دارد و خیلی ها به خاطر او طرفدار گروه آریان شدند .

فاطمه معتمد آریا علاقه مند به شنا و استخر ، کسی که خسرو شکیبایی در بسیاری از مصاحبه هایش او را به عنوان ستاره سینمای ایران معرفی کرد ، به هیچکس توصیه نمی کند جذب بازیگری شود ، از سیگار متنفر نیست ، راننده بسیار خوبی است و طرفدار آزادی زنان .

مریلا زارعی کم خوراک و کم خواب ، علاقه به رنگ آبی ، از بچه ننه ها متنفر است و طرفدار تیم فوتبال استقلال و صدای محمد اصفهانی . ساده پوش و موبایلش بیشتر در دسترس است .

شادمهر عقیلی هرگز سیگار نکشیده است ، عاشق بهروز وثوقی و بزرگترین آرزویش برگزاری کنسرت در استادیوم آزادی است . مردم برای خرید نوار مسافر او مقابل نوارفروشی ها صف کشیدند ، شادمهر روزنامه نمی خواند و برنامه ای برای بازگشت به ایران هم ندارد . آلبوم جدید او پاییز می آید با یک نام عجیب !

پرویز پرستویی به موبایلش جواب می دهد و پیغامگیر ندارد ، مشتری پر و پا قرص فیلمفارسی است و گفته بهروز وثوقی آنچنان در گوزن ها درخشید که بهتر از او ممکن نیست و حتی مثل او تکرار هم نمی شود . پرستویی به صورت اتفاقی وارد سینما شده است .

ابوالفضل پور عرب اولین ستاره مرد سینمای ایران بعد از انقلاب است ، اعتقاد به الگو و مد ندارد چون خودش را قبل از بازیگر یک شهروند می داند ، دوبار ازدواج کرده است . اهل معاشرت و خوش مشرب . همسر اول او آناهیتا نعمتی هنرپیشه سینماست .

پارسا پیروزفر در عمرش ارتباطی با مطبوعات نداشته ، او هرگز مصاحبه نمی کند . خوش پوش و متین و مغرور و خشن در برخورد با مردم و هوادارانش . ازدواج نکرده و خیالش را هم ندارد ، اهل موسیقی نیست و با وجود صدای خوب قصد خوانندگی ندارد .

هدیه تهرانی عقیده دارد همه مردم از صبح تا شب برای هم رل بازی می کنند ، در منزلش حدود سی گربه نگهداری می کند ، دوست دارد روزی به کره ماه برود ، اعتراف می کند که هرگز جمله ای مثل الهی قربونت برم یا می میرم برات را به زبان نیاورده !

لیلا حاتمی آرام و شمرده حرف می زند ، همیشه از هدیه گرفتن لذت می برد ، از نظر خودش شباهت زیادی به نیکول کیدمن دارد به خصوص در حالت نگاه کردن ، خوش قلب ، زود باور و بی کینه . دختر علی حاتمی نازنین !

میترا حجار معتقدر است نود و نه در صد بازیگرها مثل او با پارتی به سینما رسیده اند ، علاقه مند به رنگ سبز ، شکایت از نشریات به خاطر شایعه دستگیری اش با مهران مدیری در جشن شبانه ، از بی نظمی متنفر است و زود عصبانی می شود . یکی از با استعدادهای سینما .

امین حیایی عاشق تنهایی در کوه و جنگل ، دوبار ازدواج کرده ، عاشق فصل پاییز ، تنها بازیگریست که هدیه تهرانی گفته با او راحت کار می کند ، امین عاشق دیوید بکام است و دسته چک را عامل بدبختی می داند . قدرت تقلید صدای خوبی دارد .

بهرام رادان تنها زندگی می کند ، اولین بازیگر ایرانی که مدیر برنامه و سایت اختصاصی داشت ، عاشق چگوارا است و جوان برتر سال هشتاد و شش به انتخاب سازمان ملی جوانان . در کن تنها ایرانی بود که پاپیون زد ، رادان عاشق خبرنگاری است و اگر هنرپیشه نمی شد احتمالا خبرنگاری جنجالی از آب در می آمد .

محمد رضا شریفی نیا موقع مکالمه با تلفن همراه راه می رود ، هرگز سیگار نکشیده ، موبایلش همیشه روی پیغام گیر است و شماره موبایلش هرگز عوض نشده ، تیکه کلام های او : فکش رو پایین آوردم و بچه پررو ، می گویند قویترین باند سینما را او دارد .

خسرو شکیبایی در کرمان به دنیا آمد ، عاشق نقش های تاریخی ، اولین بازیگری که تحسین بهروز وثوقی را برانگیخت ، صدای پای سهراب با دکلمه و صدای خسرو شکیبایی پرفروشترین کاست سال شد ، بخشی از هزینه های تشییع و تدفین مرحوم حسین پناهی را تقبل کرد . خیلی ها دوست دارند شبیه او باشند اما خسرو بی شک بی نظیر است . یادش گرامی .

مهران غفوریان علاقه مند به عدس پلو ، رنگ آبی را دوست دارد ولی پرسپولیسی است . علاقه مند به صدای شادمهر عقیلی ، بی تفاوت نسبت به ریزش مو ، دارای دسته چکی معتبر و شماره موبایلی نه چندان رند ، سابقه گرفتن افسردگی شدید را که منجر به شایعه خودکشی او شد را هم دارد !

محمدرضا فروتن خیلی زود متوجه نفوذ نگاهش در مخاطب شد پس موقع حرف زدن در چشم طرف خیره می شود . اگر هنرپیشه نمیشد دوست داشت خواننده شود ، مودب و جنتلمن ، آرام و منزوی ، شمرده صحبت می کند ، به زودی آلبومش به بازار می آید .

فرامرز قریبیان صاحب نگاهی معصومانه ، بدون غرور و بی آلایش در رفتار و لباس پوشیدن ، روزنامه خوان است و دور از سیاست ، موسیقی سنتی را ترجیح می دهد و طرفدار صدای استاد شجریان ، می گوید : زمانه عوض شده ، نسل ما به درد جوانان نمی خورد ، با رفاقتهایمان فسیل شده ایم !

نیکی کریمی اولین هنرپیشه زن بعد از انقلاب که تصویر او درشت روی پرده سینما آمد ، صاحب کتابخانه گرانقیمت در منزل ، عضو کلاس مدیتیشن و عاشق فراگیری هیپنوتیزم ، هنوز با هدیه تهرانی همبازی نشده ! این روزها دستمزد بیشتر از نقش برایش اهمیت دارد .

یک بار اتومبیل بهروز بقایی مقابل دبیرستان حمید گودرزی پنچر شد و او آنرا هل داد ، همانجا از بقایی خواست راه ورود به سینما را به او یاد بدهد ، موسیقی سنتی با روحیه او سازگار نیست و غمگینش می کند ، اگر رئیس جمهور می شد اول گرانی را از بین می برد تا مردم راحت شوند ، عقیده دارد مشکل امروز مردم ما کمبود لبخند است !

مهرام مدیری کاملترین آرشیو موسیقی کلاسیک را در ایران دارد ، سینما را دوست دارد ولی موسیقی زندگی اوست ، سال هشتاد و سه اولین آلبوم پاپش را بیرون داد : از روی سادگی ! آلبوم جدید او از گروه دارکوب که با حامد بهداد همکاری کرده هم اکنون در بازار بد نمی فروشد ، مدیری سبک جدیدی را به تلویزیون آورد و سریالهای نود شبی هم ابتکار اوست .

حامد کمیلی فصل مورد علاقه اش پاییز است ، از عینک دودی متنفر و کارهای آل پاچینو را دنبال می کند ، از تماشای فوتبال لذت می برد و فوتبال علی کریمی را می پسندد ، زندگی اش را مدیون خدا می داند ، می گوید : بادبادک زمانی به پرواز در می آید که باد مخالف بوزد !

ادوارد نورتون انگلیسی بازیگر محبوب پوریا پورسرخ است ، پوریا در برخورد با مردمی که از او امضا می خواهند خجالت می کشد ، در نوجوانی هوادار تیم استقلال بوده است ، مارادونا را بزرگتر از پله می داند ، تلفنش منشی ندارد و همیشه خودش جواب می دهد ، عادل فردوسی پور و حمید گودرزی را نمادهای موفقیت به خاطر لیاقت می داند ، به صدای محمد اصفهانی علاقه دارد و افسوس رفتن شادمهر از ایران را می خورد .

کتایون ریاحی به رنگ خاصی علاقه ندارد ، به شعر علاقه دارد ولی بیشتر می خواند تا آنکه شعر بگوید ، تندنویس اما خوش خط ، علی رغم ظاهر مغرورش بسیار صمیمی است و با تعدادی از هوادارانش ارتباط تلفنی دارد ، به نامه های تمام طرفدارانش جواب می دهد ، از انتخاب شهره آغداشلو به عنوان نامزد دریافت اسکار بسیار خوشحال شد .

نسرین مقانلو می گوید خوشحال است که در همسر بازی کرده تا بهترین همسر دنیا نصیبش شود ، برای دیدن فیلم های خودش به سینما نمی رود ، از وجود باند مافیایی در سینمای ایران ناراضی است ، متنفر از حسادت و خودش را بچه اولین روز تابستان معرفی می کند ، از رنگ مشکی خوشش می آید و رمان خواندن را دوست دارد و البته علاقه مند به آثار فروغ فرخزاد !

ستاره اسکندری دستپخت خوبی دارد ، عاشق سروده های احمد شاملو بود و گرچه این شاعر ده روز پیش از ازدواج ستاره درگذشت اما نمی توانست مراسم عروسی اش را عقب بیندازد ، خیلی کم سینما می رود ، موبایلش معمولا در دسترس است ، برخلاف خواهرش لاله که پرسپولیسی است ، ستاره هوادار تیم آبی پایتخت و علاقه مند به سفر است .

مهناز افشار اسم خودش را خیلی دوست دارد ، می گوید شباهت من به فلان خواننده بازیگر کار خدا بود نه دست من ، زندگی اش را فوق العاده پر هیجان می داند ، هنوز مجرد است ، به آرایش علاقه چندانی ندارد ، هوادار تیم استقلال و ساعات بیکاری موسیقی گوش می دهد .

حامد بهداد پر اظطراب و با انرژی حرف می زند ، عاشق بازی خسرو شکیبایی در فیلم هامون است ، گوزن ها را دوست دارد و همچنان مجرد است ، شماره موبایلش را هرگز تغییر نداده است ، عضو هیچ باندی نیست ، همیشه یک دیوان حافظ همراهش دارد ، پس از مرگ آنتونی کویین به شدت گریه کرد ، کمتر کسی است که نداند او عاشق مارلون براندو است ، می گوید : براندو شاعر بازیگری است !


منبع: سینماسیزده 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 15:44 توسط S|



جام جم آنلاين: اين طور كه پيدا است بازيگر هر چه حرفه‌اي‌تر باشد، خودش را راحت زير دست گريمورها مي‌سپارد تا چهره و ظاهري مناسب شخصيت داستاني‌اش پيدا كند.

اسامي و تعداد بازيگرهايي كه حاضر شدند، زير دست گريمورها با خيال راحت بنشينند، نشان مي‌دهد آنها اين بخش از حرفه‌شان را راحت پذيرفته‌اند.

پذيرفته‌اند كه مردم قرار است آنها را روي پرده سينما به عنوان يك كاراكتر داستاني با سر و شكلي متناسب با همان نقش ببينند، نه يك آقا يا خانم خوش بر و رو!

در نگاه اول شايد پذيرش گريم و همكاري با گريمور از خصوصيات ابتدايي حرفه بازيگري به حساب بيايد اما رفتار هنرپيشه‌هايي - و بعضا ستارگاني - كه ميانه خوبي با گريم ندارند، خط بطلاني بر اين تصور مي‌كشد هرچند که البته هم گريمورها و هم بازيگرهاي باسابقه معتقدند كه حرفه‌اي‌ها در مقابل گريم گاردي ندارند و به راحتي آن را مي‌پذيرند.

باران كوثري

براي اين كه در «خون‌‌بازي» بيشتر شبيه يك دختر معتاد شود، حاضر شد تا جايي كه مي‌توانند صورتش را درب و داغان كنند.

او براي اين نقش اجازه داد با موچين داخل ابروهايش را خالي كنند تا ظاهري متفاوت داشته باشد.

پارسا پيروزفر

با اين كه بازيگر بدقلقي است، چندان خوش‌اخلاق نيست و با خبرنگارها هم اصلا ميانه خوبي ندارد، اما كاري به كار گريمورها ندارد و اجازه مي‌دهد به تناسب نقشش هر بلايي كه مي‌خواهند روي صورتش بياورند.

جوان معتاد «مهمان مامان» و بيژن ايراني «در چشم باد» نمونه‌اي از گريم‌هاي متفاوت اوست.

گوهر خيرانديش

در بين زنان بازيگر، او بيشترين تغيير را روي صورتش انجام داده است. او هميشه گريم هاي متفاوت و سنگين را پذيرفته و اين رفتار حرفه اي گاهي به خلق کاراکتر هاي بياد ماندني در سينما منجر شده است.

خيرانديش در «بانو» با صورتي سوخته بازي كرد كه مستلزم چند ساعت گريم بود.

 

جمشيد هاشم‌پور

با اين كه سال‌ها او را با سر تراشيده در نقش قاچاقچي مي‌ديديم، اما حالا چند سالي هست كه او سراغ نقش‌هاي متنوع رفته است و به فراخور همين نقش‌هايش گريم‌هاي متفاوتي را هم انجام داده است.

يكي از متفاوت‌ترين گريم‌هايش تاجر عرب «مسافر ري» بود كه او را با ظاهري بشدت متفاوت از هميشه روي پرده سينما برد.

خسرو شكيبايي

او در خيلي از فيلم‌ها براحتي زير دست گريمور مي‌نشست و اجازه مي‌داد تا رنگ و چسب و مواد هر بلايي قرار است به سرش بياورد. از مرد لات مو فرفري «سالاد فصل» گرفته تا نقش مدرس در سريال «مرغ حق» و پسر باهوش و گوشه‌گير «پري» چند نمونه از گريم‌هاي متفاوت شكيبايي بود.

 

بهرام رادان

شايد اگر رادان اين روحيه تجربه‌گرايي را نداشت، حاضر نمي‌شد گريمورها هر كاري دلشان مي‌خواهد روي صورتش انجام دهند.

او براي «راه آبي ابريشم» 10 كيلوگرم وزن اضافه كرد، در «گيلانه» يك جانباز قطع نخاعي بود و در «سنتوري» قيافه‌اش را اين قدر آش و لاش كرد تا به يك پسر معتاد از همه جا مانده تبديل شود.

مصطفي زماني

او كارش را با گريم سنگين در «يوسف پيامبر» شروع كرد. تجربه‌هاي بعدي مصطفي زماني (آل، بدرود بغداد و كيفر) نشان داد كه اين بازيگر با گريم مشكلي ندارد و براحتي زير دست گريمورها مي‌نشيند.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 0:48 توسط S|

 

به گزارش روابط عمومی مؤسسه رسانه‌های تصویری، چهاردهمین جشنواره بین‌المللی ریو دو ژانیرو که یکی از بزرگترین و مهم‌ترین جشنواره‌های فیلم آمریکای لاتین است، از 6 لغایت 20 مهرماه برگزار می‌شود. این فیلم در بخش غیر رقابتی «انتظارات» حضور دارد. در این بخش فیلم‌های برگرفته شده از آثار نویسندگان برجسته دنیا، نمایشنامه‌ها و داستان‌هایی که شهرت جهانی دارند، نمایش داده می‌شود و " اینجا بدون من " در دو روز 8 و 18 مهر ماه در چهار سانس به نمایش گذاشته خواهد شد. 

این فیلم، علاوه بر حضور در جشنواره‌هایی چون مونترال کانادا، هامبورگ آلمان، پونه هند، کلیولند آمریکا، پکن و شانگهای چین ، شیکاگو آمریکا، لاداخ هند، تیبورون آمریکا و... اکران‌های خاص در موزه‌های بوستون، هوستون، هانالولو در امریکا ، موسسه اسمیت سونیان، دانشگاه
UCLA و باشگاه سینمای ایران در سوییس نیز داشته است و اینک هفدهمین حضور بین المللی خود را تجربه می کند.

منبع خبر : روابط عمومی مؤسسه رسانه‌های تصویری


 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 13:35 توسط S|



پارسای عزیز تولدت مبارک






پیام های دوستان

...

تولدشون مبارک باشه.
ایشالا صد سال دیگه هم بیایم همین جا تولدشو بهش تبریک بگیم.

 

شیوا

ما با هم دقیقن بیست سال و شیش ماه و یک روز اختلاف سنی داریم.
به عبارتی...هنر از چهل سال پیش متولد شد.
همراه با تو.
زادروزت خجسته باد!!!

 

سارا

موفق وپیروز باشید جناب پبروزفر

 

دوست

با بهترین آرزوها برای تو که بهترینی ، تولدت مبارک

 

س

وقتی تو دنیا اومدی فرشته ها داشتن گریه می کردن

چونکه یکیشون کم شده بود

 

مریم

تولدت مبارک عزیزترین

 

.....

تولد آقای پیروزفر رو به ایشون و به شما تبریک میگم

 

آرزو

هوراااااااااااااااااااااااااااااا.....دسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتت....

دسسسسسسسسسستتتتتتتتتتت

مبارررررررککککککککککک......مبارکهههههههههههههههههه


...

آرزویم اینست ، نتراود اشک از چشم تو مگر از شوق زیاد

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی ، عاشق آنکه ترا می خواهد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391ساعت 13:31 توسط S|


نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت 15:49 توسط S|

نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت 15:23 توسط S|


آخرين مطالب
» 
» افتتاح شد .....
» ۲۰ شهریور، زنگ آئین افتتاح نمایش «سنگ‌ها در جیب‌هایش» توسط رضا کیانیان به صدا در می‌آید
» پارسا پیروز فر به نمایش «سنگ ها در جیب هایش» پیوست
» حاشیه ها
» هوا را از من بگير گريم را نه
» " اینجا بدون من " به برزیل می رود
» تولد
» 
» ,,,,

 Design By : Pichak